كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

799

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بود و او از بند گريخته ، به رهنمونى دولت سعادت ملازمت آن حضرت يافت . درين ولا ، عاطفت پادشاهانه ايالت ولايت مولتان را به جانب او رجوع فرمود و چون حضرت صاحب‌قران ، در ممالك هندوستان ، خاطر خطير از جهاد مشركان و بت‌پرستان فارغ ساخت ، در آن صحراى دلگشا و فضاى جانفزا با سپاه ذرّه شمار آفتاب اقتدار شكار انداخت و چندان شكارى و جانور در آن دشت پهناور ، از شير و ببر و كرگدن و كوته‌پاى و آهوى پيسه و گوزن كبود و از طيور طاوس و طوطى و ديگر مرغان ، كه در آن بيشه‌ها بودند گرفتار شدند كه از حدّ تحرير و شرح تقرير متجاوز بودند و كرگدن كه از كمال قوّت چنان است كه اسب و سوار را به شاخ زده مىاندازد و پوست او چنان « 1 » سخت كه شمشير و تير بر او دشوار كار مىكند نيز صيد كردند و بيست و هشتم ماه از صيدگاه نهضت فرموده در موضع جيهان كه سرحد كشمير است در فضايى چون روح دلگشا نزول فرمود . مصرع نمونه‌اى ز بهشت برين درين عالم صفت ولايت كشمير چون كشمير از شهرهاى مشهور جهان است و شرح آن به اوضاع مختلف مذكور هر زبان و غير كسىكه عزم آن‌جا دارد بر آن شهر نمىگذرد ، مصرع وضع آن عزّ عرض خواهد يافت و نخست ذكر محلش از اقاليم و طول و عرضش معروض مىشود . و اللّه الموفق . كشمير ولايتى است نزديك به ميان اقليم چهارم . چه اوّل آن اقليم آن‌جاست كه عرض سى و سه درجه [ باشد و سى و هفت دقيقه و وسطش آن‌جا كه

--> ( 1 ) . ف : شخ - ظفرنامه : چرم او چنان صلب و محكم است . . . . در فرهنگ جهانگيرى آمده است : « شخ با اول مفتوح چهار معنى دارد . . . دوم زمين محكمى را گويند كه در دامن كوه باشد ، سوم هرچيز محكم را خوانند . »